محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )
55
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
شكافتم ؛ و آن شمشير را با خود دارم و با همان دل با دشمنم رويارو مىشوم . « 1 » 5 . على عليه السلام همچنين عاص بن سعيد ، رزمآور نيرومند قريش و نوفل بن خُوَيلِد ، دشمن شرور و كينهتوز پيامبر صلى الله عليه و آله را به خاك افكند . 6 . چون فرمان حملهء عمومى صادر شد و نيروها در هم آميختند و آتش نبرد ، شعلهور گشت ، اين على عليه السلام بود كه چونان شيرى خشمگين بر دشمن مىتاخت و آرايشِ نظامى آنان را در هم مىريخت و از كشته ، پُشته مىساخت ، بدانسان كه آوردهاند 35 نفر از هفتاد تن كشتههاى مشركان ، با ضربت شمشير على عليه السلام بر خاك افتادند . 7 . او كه در آن هنگام در عنفوان جوانى بود ، با اين شهامتها ، شجاعتها و رزمآورىها ، مدال افتخار جاودانهء « لا سيفَ إلّاذوالفقارِ ولا فَتى إلّاعلىٌّ » « 2 » را به دست آورد . 18 . المستدرك على الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس - : پيامبر خدا ، در جنگ بدر ، پرچم را به على عليه السلام سپرد و او در آن هنگام ، بيست سال داشت . « 3 » 19 . السيرة النبوية ، ابن هشام - به نقل از ابن اسحاق ، در ذكر وقايع جنگ بدر - : پس از او ( اسود بن عبد الأسد مخزومى كه حمزه او را كشت ) ، عتبة بن ربيعه با برادرش شيبة بن ربيعه و پسرش وليد بن عتبه [ براى جنگ ] بيرون آمد و چون از صف جدا شد ، هماورد طلبيد . پس سه جوان از انصار ، بيرون آمدند : عوف و معوّذ ، پسران حارث - كه نام مادرشان عفراء بود - ، و مردى ديگر كه گفته مىشود عبد اللَّه بن رواحه بود . گفتند : شما كيستيد ؟ گفتند : ما گروهى از انصار هستيم . گفتند : ما به شما كارى نداريم .
--> ( 1 ) . نهج البلاغة : نامهء 10 . ( 2 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 71 . ( 3 ) . المستدرك علىالصحيحين : ج 3 ص 120 ح 4583 .